تبلیغات
خــ ''ـ ــــو'اب 'و خیـ 'ـ ـــ'ــا'ل


خــ ''ـ ــــو'اب 'و خیـ 'ـ ـــ'ــا'ل

...قشنگترین عشق نگاه خداوند بر بندگان است تو را به همان نگاه می سپارم





هر شبـ دلـ منـ کارشـ اینهـ جلو عکساتـ میشینهـ 


میدونمـ راهی‌ـ نیستـ غیر از تنهاییـ


دنیامـ شدهـ تاریکـ و تیرهـ دارهـ قلبم میمیرهـ


آخهـ امشبـ باز حسـ کردمـ اینجاییـ


گریهـ هر شبـ منـ شدهـ عادتـ تنهاییـ


عشقـ تو تو دلـ منـ شدهـ باعثـ رسواییـ


وایــ از تنهاییـ


قلبـ دیوونهـ منـ هنوزمـ دوستتـ دارهـ


همدمـ گریهـ یهـ منـ شبو اینـ در و دیوارهـ


وایـ از تنهاییـ...


شاید دیگهـ از یادتـ رفتمـ دارمـ از پا میفتمـ


ولی‌ باز قلبـ منـ آرومـ نمی‌شهـ


تنهام ـغمِـ تو باز دوبارهـ تو دلمـ پا میذارهـ


تو کـهـ رفتی‌ اونـ میمونهـ همیشهـ


هرکی‌ـ می‌بینهـ منو میگهـ از دنیا سیرهـ


تقصیر " چشمـ تو " بود دلـ منـ بی‌ـ تقصیر


وای از تنهایی.. .


خستهـ یهـ خستهـ منمـ دیگهـ طاقتـ ندارمـ


کاشـ بدونیـ عزیزم هنوزمـ دوستتـ دارمـ

تو واسهـ منـ دنیائیـ

نوشته شده در چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 ساعت 04:13 ق.ظ به قلم امیرحسن |نظرات


نیاز منـ ' بهـ حسـ ' تو مث 'نماز عا 'شقـــا 'ستـ 

میگنـ حسابـــ عاشق 'ــا از همهـ آدما جداستـ  

  وقتیـ 'تمومـ جاده هـــا ''همـ قدمـ تو می 'شدمـ  

   ...هیشکیــ 'ـ ترانه ایـ 'نگفتـ برایـ تو بهـ 'غیر ' منـ   

   برایـ تو بهـ ''غیر منـ   

   ...برایـ تو 'بهـ غیر ' منـ  

    وقتیـ بار 'و ''نـ چشمـ تو 'چشمـ 'منمـ  'تر میکنهـ   

  میریزهـ 'رویـ گونه ها ' دردم 'و بدتر ' میکنهـ   

هیچیـ نم 'یشهـ از تو تا وقتیـ کهـ ' تو 'خود توییـ 

اونیـ کهـ م 'نـ اسیر 'شمـ اونـ کهـ ره 'ا شدهـ توییـ 

اونیـ کهـ منـ اسیرش 'مـ اونـ کهـ ر 'ها شدهـ توییـ    

نیاز منـ 'بهـ حسـ تو مثلـ 'نماز عاشقــ 'اس 'تـ 

میگنـ ' حسابـ عاشقـ 'ـا از همهــ 'ـ آدما 'جداستـ  

وقتیـ ت 'مومـ جاده هـ 'ــا همـ قدمـ تو ' میشدمـ 

هیشکیـ ترانه ایـ ن 'گفتـ برایـ 'تو بهـ غیر منـ

برایـ تو 'بهـ غیر منـ 

'برایـ تو ' بهـ غیر ' منـ 

وقتیـ بارونـ ' چشمـ تو چشمـ 'منمـ تر '' میکنهـ 

میریزهـ ' رویـ گونهـ ' ها دردمو بدتر 'میکنهـ

هیچیـ 'نمیشهـ از تو ' تا وقتیـ کهـ تو 'خود توییـ  

اونیـ ' که منـ اسیرشمـ اونـ ' کهـ رها 'شدهـ توییـ  

  اونـیـ کهـ 'منـ اسیرشمـ ' اونــ کـ 'ـهـ رهـ 'ـا شـ 'ـده توییـ


:پی نوشت

 !کپی کردن با ذکر منبع مجاز است


نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین 1392 ساعت 07:37 ب.ظ به قلم امیرحسن |نظرات


سال نوتون پیشاپیش مبارک


نه قحطی گل که نبود از تـــــو چـــرا خوشم اومد ؟؟؟؟؟؟؟؟

قشنگ تر از تــــو بود دلم قید تمومشون و زد
  !!! !

انگار چشام کور شده بود هیچکسو غیر تو ندید...

تــــو  اومدی تو زندگیم شدی یه مشکل جدید ...

من بدتریـــــن و بهتریـــن

روزای عمرم

باتو بود...!

تصــــورم خوب بود ازت اما چه ســود اما چه ســـود

یه اشتبـــاه چی داشـــت واسم خـــود خوری و هـــی سرزنش 

از ایـــن به بعد من این دلـــو دست کسی نمــــیدمش

از ایـــن به بعد من این دلـــو دست کسی نمــــیدمش

...

..

.

نه قحطی یـه چیزی بود

فهمیدم اینو این دفعه ...

که تو وجودت این روزا

پیدا نمیشـــه عاطفه...

 
قحطیچی بود واسه مـــن ؟؟؟ یه دل که زود دل نبـــره !

این دل پر احســاس مـــن


به درد تو نمیخوره...

من بدترین و بهترین روزای عمرم باتو بود

تصورم خوب بود ازت اما چه سود اما چه سود

یه اشتباه چی داشت واسم خود خوری و هی سرزنش

از این به بعد من این دلو دست کسی نمیدمش

از این به بعد من این دلو دست کسی نمیدمش

...

..

.


پی نوشت :

رفیق بی کلک...

گیتار !





نوشته شده در دوشنبه 28 اسفند 1391 ساعت 11:04 ق.ظ به قلم امیرحسن |نظرات

نمی دونم از کجا شروع کنم قصه تلخ سادگیمو...

 نمی دونم چرا قسمت می کنم روزای خوب زندگیمو !!

 چرا تو اول قصه همه دوسم می دارن

 وسط قصه می شه سر به سر من می ذارن

 تا می خواد قصه تموم شه همه تنهام می ذارن !

 می تونم مثل همه دورنگ باشم دل نبازم !

 می تونم مثل همه یه عشق بادی بسازم !

 تا با یک نیش زبون بترکه و خراب بشه..

 تا بیان جمعش کنن حباب دل سراب بشه

 می تونم بازی کنم با عشق و احساس کسی

 می تونم درست کنم ترس دل و دلواپسی

 می تونم دروغ بگم تا خودمو شیرین کنم

 می تونم پشت دلا قایم بشم کمین کنم

 ولی با این همه حرفا باز منم مثل اونا !

 یه دروغگو می شم همیشه ورد زبونا

 یه نفر پیدا بشه به من بگه چیکار کنم

 با چه تیری اونی که دوسش دارم شکار کنم ؟؟؟

 من باید از چی بفهمم چه کسی دوسم داره ؟؟؟

 توی دنیا اصلا عشق واقعی وجود داره ................؟؟؟



 
"دوست داشتن یعنی:
حتی وقتی مثل سگ و گربه به جون هم افتادیم
شب پیام بدیم:آشتی نکردیما...من بدونه تو خوابم نمیبره"

نوشته شده در شنبه 12 اسفند 1391 ساعت 02:40 ب.ظ به قلم امیرحسن |نظرات




همون چشماتِ که تورو اینقد عزیز می کنه


این فاصله داره منو بی تو مریض می کنه !


این که نگات نمیکنم یعنی


گرفتار توام

رفتن همه ولی نترس...!

من که طرفدار توام !

هرچی سرم شلوغ شد

رو قلب من اثر نذاشت...

بدون تو دنیای من


انگار تماشاگر نداشت


منو نمیشه حدس زد


با این غرور لعنتیم

هیچوقت نخواستم ببینیم

تو لحظه ی ناراحتیم


می خواستم نبخشمت


یکی ازت تعریف کرد


دیدن تنهاییِ تو

منو بلا تکلیف کرد ...


اونی که هیچوقت، پیش تو اعتراف نمیکنه منم


بدون هیچ واژه ای من با تو

حرف نمیزنم...

نوشته شده در دوشنبه 23 بهمن 1391 ساعت 03:11 ق.ظ به قلم امیرحسن |نظرات

دیدی که سخــــت نیســـــت

تنها بدون مــــــــــن ...!..

دیدی صبح می شود

شب ها بدون مـــــــــن...!

این نبض زندگی بــــــــی وقفه می زند…

فرقی نمی کند با مــــــنبدون مــــــن

دیــــــروز گر چه ســـــــخت ...

امروزم هم گذشت …!

طوری نمی شود فردا بدون مــــــن ...!

هه ...!

 
نوشته شده در سه شنبه 12 دی 1391 ساعت 01:52 ب.ظ به قلم امیرحسن |نظرات



سراغی از ما نگیری  نپرسی که چه حالیم

عیبی نداره می دونم باعث این جداییم

رفتم که شاید رفتنم فکرتو کمتر بکنه

نبودنم کنار تو حالتو بهتر بکنه

لج کردم با خودم اخه حِسِت به من عالی نبود

احساس من فرق داشت باتو دوست داشتنِ خالی نبود

بازم دلم گرفته تو این نم نم بارون چشمام خیره به نوره

چراغ تو خیابان خاطرات گذشته منو می کشه اروم

چه حالی دارم امشب به یاد تو زیر بارون

بازم دلم گرفته تو این نم نم بارون چشمام خیره به نوره

چراغ تو خیابان خاطرات گذشته منو می کشه آسون

چه حالی داریم امشب به یاد تو منو بارون

باختن توی این بازی واسم از قبل مُسَلَم شده بود

سخت شده بود تحملش عشقت به من کم شده بود

رفتم ولی قلبم هنوز هواتو داره شب و روز

من هنوزم عاشقتم به دل می گم بساز بسوز

رفتم ولی قلبم هنوز هواتو داره شب و روز

من هنوزم عاشقتم به دل می گم بساز بسوز

بازم دلم گرفته تو این نم نم بارون چشمام خیره به نوره

چراغ تو خیابان خاطرات گذشته منو می کشه اروم

چه حالی دارم امشب به یاد تو زیر بارون

بازم دلم گرفته تو این نم نم بارون چشمام خیره به نوره

چراغ تو خیابان خاطرات گذشته منو می کشه اسون

چه حالی داریم امشب به یاد تو منو بارون ...


نوشته شده در سه شنبه 7 آذر 1391 ساعت 05:26 ق.ظ به قلم امیرحسن |نظرات



نه !

دست خود من نیست, باید به
تـــو برگردم

دنیارو نمیدونم من, دور تـــو می گردم

.

با فکر تـــو می خوابم

از فکر تـــو بیدارم

نه دست خود من نیست...

حسی که به
ت دارم !

.
.


نه ! دست خود من نیست !

امروز من و دریاب, امروز که می تونی

تنها به تـــو حق میدم دنیام و بچرخونی

.
.
.


یک ثانیه آتیشی, یک ثانیه بارونی

اینقدر ازت دیدم دریا رو بسوزونی

خورشید و بکش سمتت تـــو این شب تکراری

دنیارو نمیدونم !

تـــو جاذبش و داری !

نوشته شده در شنبه 29 مهر 1391 ساعت 03:47 ق.ظ به قلم امیرحسن |نظرات


 به بلندترین شاخه ی درخت می نگرم !

 برگهای سبزش چه مغرور به شاخساران دیگر می نگرند !

 چقدر ساده اند! هنوز پاییز را باور ندارند !

حتی خوابش را ندیده اند !

 می رقصند و می بالند !

  و نمی دانند که اولین برگی که خواهد ریخت،

 بالاترین برگ درخت است...





نوشته شده در دوشنبه 24 مهر 1391 ساعت 04:31 ق.ظ به قلم امیرحسن |نظرات



ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته

از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته

یک سینه غرق مستی دارد هوای باران

از این خراب رسوا امشب دلم گرفته

امشب خیال دارم تا صبح گریه کردن

شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته

خون دل شکسته بر دیدگان تشنه

باید شود هویدا امشب دلم گرفته

ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو

پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته

گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است

فردا به چشم اما امشب دلم گرفته



نوشته شده در جمعه 31 شهریور 1391 ساعت 03:38 ب.ظ به قلم امیرحسن |نظرات


Design By AmirHasaN